اسلام ، دومين دين اروپاست. اين را آمار 30 ميليوني مسلمانان اروپا مي گويد.

سالهاي حکمراني خلفاي اسلامي بر قسمتهايي از کشورهاي اروپايي و همين طور مهاجرت هاي عمده اي که بويژه در طول قرن بيستم انجام گرفته اند ، موجب شکل گيري چنين جمعيتي از مسلمانان شده است. در اين ميان نسبت مسلمانان در برخي کشورهاي اروپا بيشتر است. از جمله فرانسه.

به طوري که از جمعيت 50 ميليون نفري کشور فرانسه ، بيش از 6 ميليون نفر مسلمان هستند.

به عبارت ديگر تقريبا از هر 8 فرانسوي ، يک نفر به اسلام معتقد است. در چنين کشوري اما، مساله حضور اجتماعي مسلمانان همچنان حل نشده باقي مانده است و آخرين نمود اين مساله حل نشده ، قضيه قانون منع حجاب در مدارس فرانسه است.

به تناسب شمار انبوه مسلمانان فرانسوي ،همواره مشکلات و چالشهاي بسياري در باره نحوه حضوراجتماعي آنان در جامعه اي چون فرانسه که بر مبناي «جدايي حوزه هاي دين و سياست» (آنچه خود فرانسوي ها لاييسيته مي خوانند) سامان يافته ، وجود داشته و چنان که اين مسائل گاه به رويارويي دولت فرانسه و جامعه مسلمان اين کشور منجر شده است.

در سالهاي اخير و به خصوص از دهه 90 ميلادي به اين سو، اين رويارويي برجسته تر و بارزتر شده است. در دهه هاي پيش آن عده از مسلمانان اروپا و از جمله فرانسه که بتازگي به اين کشورها مهاجرت کرده بودند، خود را ناچار به تبعيت از قوانين ،فرهنگ و آداب و رسوم وطن جديدشان مي دانستند.

آنان به خود چون ميهماناني مي نگريستند که موظف هستند چنانچه ميزبانشان انتظار دارد، رفتار کنند. اين تصور مسلمانان اروپانشين که « شايد در بلاد غريب ماندگار نشوند و سرانجام روزي به وطن اسلامي خود بازگردند» باعث شد آنان چندان در پي تغييردادن اوضاع به نفع خود و شناساندن فرهنگ و هويت خود به جامعه اي که به آن پيوسته بودند، نباشند.

بسان مسافري که نه عزم تغييردادن دکوراسيون و اسباب و لوازم ميزبان را دارد و نه در پي عوض کردن رنگ صندلي هاي اتوبوسي است که با آن سفر مي کند.

مسلمانان بومي تر کشورهاي اروپايي که از دوران تسلط حکومت هاي اسلامي بر اين کشورها باقي مانده بودند نيز وضعيتي مشابه تازه مهاجران مسلمان داشتند.

به اين ترتيب مسلمانان اروپا و همين طور فرانسه با تطبيق دادن شرايط زندگي خود با معيارهاي جوامعي که ساکن آنها بودند، تا اندازه اي از فرهنگ و اعتقادات خود فاصله گرفتند.

مهاجران مسلمان در اروپا ماندگار شدند و با تولد و رشد فرزندان آنان ، نسل جديدي از آنان شکل گرفت که خود را مسلمان و درعين حال اروپايي مي داند. آنان نيزهمانند همه جوانان و نوجوانان ديگر اروپايي ، خود را متعلق به جامعه اروپا مي دانستند و در عين حال از اين جامعه توقع داشتند حقوق شهروندي آنان را برآورده کند.

اين نسل جديد مسلمانان اروپايي نيز همانند پدران و مادرانشان در خانواده هايي تربيت شدند که اغلب آنان دست کم در زندگي فردي خود و در فضاي داخلي خانه هايشان - سعي کرده اند طبق آموزه ها و دستورهاي دين اسلام رفتار کنند; اما تفاوت اين نسل با والدينشان در نگاه آنان به جامعه اي است که در آن زندگي مي کنند.

آنان ، برخلاف پدران ومادرانشان ، نه خود را مهمان مي دانند و نه تصوري از بازگشت به «وطن» خود دارند -اروپا وطن آنان است - وبه همين دليل فکر نمي کنند اگر قصد داشته باشند همان طور که دينشان از آنان خواسته رفتار کنند، انتظاري خلاف معمول و متوقعانه دارند.

 

ما مي خواهيم نشان بدهيم که مسلمانيم

يکي از نخستين و بارزترين نتايج هويت جويي نسل جديد جوانان مسلمان -اروپايي ، گرايش آنان به برخورداري از ظاهر مذهبي و همچنين مشارکت در گروهها و اجتماعات مذهبي بوده است.

آنان مي خواهند به مانند همسن و سالان مسيحي يا يهودي خود که به فراواني از نمادها و نشانه هايي مذهبي مثل صليب مسيحي يا عرقچين يهودي استفاده مي کنند، از نمادهايي استفاده کنند که نشان دهد مسلمان هستند و همين طور در گروههايي حضور پيدا کنند که از هويتي اسلامي برخوردار هستند.

به همين دليل در سالهاي اخير ميزان استفاده از حجاب در ميان زنان مسلمان اروپا و حضور مسلمانان اروپا در مسجدها و تشکيلات مذهبي چند برابر شده است ; اما با توجه به هراس دولتهاي اروپايي از احياي اسلام و ارزشهاي آن -يا آنچه خود فاندامنتاليزم (بنيادگرايي) مي خوانند- اين گرايش هاي مسلمانان جوان اروپا نه تنها با اقبال دولتمردان اين کشورها مواجه نشده ; بلکه مي توان گفت مورد هجمه قرار گرفته است.

از سوي ديگر اتفاقاتي مانند حادثه حمله به برجهاي دوقلوي نيويورک در 11 سپتامبر 2001 و ظهور جريان هاي مشکوکي از جمله طالبان و بن لادن ، بهانه هاي خوبي براي سرکوب مذهب گرايي در ميان جوانان مسلمان اروپايي به دست دولت هاي اروپايي داده است.

در اين ميان ، چالش دولت فرانسه با خواسته هاي جوانان مسلمان شايد به خاطر نسبت عمده مسلمانان اين کشور قديمي تر و بارزتر است.

بحث ممنوعيت استفاده از حجاب اسلامي براي دختران مسلمان فرانسوي ، بارها موضوع اصلي رسانه هاي خبري قرار گرفته است. تازه ترين رويارويي فرانسه با حجاب اسلامي ، تهيه طرح « ممنوعيت اسفاده از نشانه هاي مذهبي در مدرسه هاي فرانسه» از جانب دولت اين کشور بوده که با تصويب آن ، استفاده از حجاب اسلامي در مدارس فرانسه «رسما» غيرقانوني خواهد شد.

البته تا پيش از اين نيز اغلب مدارس فرانسه بسختي به شاگردان خود اجازه مي دادند با پوشش اسلامي در کلاسهاي خود حاضر شوند. اين طرح در حالي جامعه مسلمان فرانسه را در برابر قانون قرار مي دهد که ساير اقليت هاي ديني همچون يهوديان از اين سختگيري ها مستثنا هستند.

درحال حاضرمسلمانان فرانسه با وجود جمعيت 7 ميليون نفري خود نه تنها از داشتن مدارس اسلامي محرومند; بلکه براي رعايت حجاب در مدارس ، مکان هاي عمومي و اداري نيز مورد سختگيري قرار مي گيرند. براساس اين طرح ، استفاده از هر نوع نشانه اي که نشانگر تبليغ يک مذهب باشد، در مدارس فرانسه ممنوع مي شود.

تصويب چنين قانوني ، استفاده از علايم مذهبي از جمله حجاب براي مسلمانان ، عرقچين براي يهوديان و صليب براي مسيحيان را در مدارس فرانسه ممنوع مي کند. با اين حال مسلمانان فرانسوي اعتقاد دارند هدف دولت فرانسه از تصويب اين قانون تنها منع رعايت حجاب اسلامي در مدارس بوده و استفاده ازعنوان «نشانه هاي مذهبي» فقط به منظور توجيه آن در نظر افکارعمومي جهان بويژه مسلمانان و کاهش اعتراض ها و تنشهاي احتمالي صورت گرفته است.

چنان که تاکنون هيچ گاه دانش آموزان يهودي به دليل بر سرداشتن عرقچين و دانش آموزان مسيحي به دليل داشتن صليب مورد اعتراض واقع نشده اند و تنها اين دختران مسلمانان بوده اند که به دليل داشتن حجاب از مدرسه ها وگاه محل کار خود اخراج شده اند.

در طرحي نيز که بتازگي تهيه شده ، ميان حجاب اسلامي و صليب مسيحي و عرقچين يهودي تفاوت گذاشته شده است به اين صورت که حجاب اسلامي نشانه اي ديني سياسي تلقي شده و به برخي جريان هاي تندرو که تحت عنوان مذهب و اسلام به فعاليت هاي تخريبي و تروريستي مي پردازند (همانند طالبان و اسامه بن لادن )، نسبت داده شده اند.

 

فرانسه در تبعيض پيشتاز است

به اعتقاد کارشناسان امور اجتماعي ، اکنون موضوع منع رعايت حجاب در مدارس تنها مختص به کشور فرانسه است و در ديگر کشورهاي اروپايي نه تنها چنين بحثي مطرح نيست ، بلکه در بعضي مدارس کشورهايي چون آلمان و بريتانيا، حتي محلهايي براي عبادت و برپايي نماز مسلمانان در مدارس در نظر گرفته شده است.

به عقيده آنان ، جامعه و مدارس ايالات متحده نيز تا اندازه اي به مسلمانان اين کشور اجازه داده فعاليت هاي مذهبي خود را داشته باشند.

اين کارشناسان به سران فرانسه گوشزد مي کنند در رابطه با حقوق و آزادي هاي مسلمانان اين کشور دقت و توجه بيشتري به خرج دهند. در اين ميان فعاليت مجامع و تشکلهاي اسلامي نيز قابل توجه و جالب است.

اين مجامع با برپايي گردهمايي ها و ارسال پيام به مقامات فرانسه سعي دارند پيش از تصميم مجلس ملي فرانسه براي رد يا تصويب طرح «ممنوعيت استفاده از نشانه هاي مذهبي در مدرسه هاي فرانسه» ، خواسته هاي خود را به گوش آنان برسانند.

از جمله شوراي آيين اسلام فرانسه که هرچند کم ; اما تا حدودي توانسته مسلمانان اين کشور را از بلاتکليفي و سردرگمي در نظام اداري فرانسه نجات دهد و مرجعي رسمي و دولتي براي پيروان اسلام به شمارمي رود، در نامه اي سرگشاده به ژاک شيراک ، رئيس جمهور فرانسه به طرحي که درباره ممنوع شدن حجاب اسلامي در مدارس فرانسه تهيه شده ، بشدت اعتراض کرده است.

به اعتقاد اعضاي اين شورا، دولت فرانسه در اين طرح ميان مسلمانان اين کشور و ديگر شهروندان آن تبعيض قائل شده است وبه اين ترتيب مسلمانان ، که بخش عمده اي از شهروندان فرانسه را تشکيل مي دهند، از اجراي فرايض ديني خود باز داشته شده اند.

در حالي که طبق اصول قانون اساسي فرانسه ، دولت بايد امکان اجراي اعمال ديني را تضمين کند. در اين نامه آمده است : در طرح ممنوعيت استفاده از نشانه هاي مذهبي مدرسه هاي فرانسه ، آزادي مصرح در قانون سال 1905 جمهوريفرانسه براي «تضمين اعمال عبادي پيروان اديان» حذف شده و جاي آن را عبارت مبهم «احترام به تنوع اعتقادات» گرفته است.

مسلمانان فرانسه اکنون نگرانند که ناديده گرفته شدن حقوق بديهي و اوليه آنان از جانب دولت فرانسه ، از اين هم فراتر رود و به ديگر حوزه هاي رفتاري مسلمانان نيز کشيده شود.

به همين دليل اعتراض هاي گسترده مسلمانان به اين طرح ، به خيابان ها کشيده شده است. در تظاهرات روزهاي اخير در پاريس ، دختران مسلماني که براي دفاع از حق برخورداري از حجاب خود به خيابان ها آمده بودند، با دردست داشتن پرچم فرانسه و خواندن سرود مارسييز -سرود ملي فرانسه - نگراني خود را از آينده اسلام در اين کشور ابراز کردند.

در اين تظاهرات ، هزاران دختر دانشجو و دبيرستاني با هماهنگي کامل به خيابان هاي پاريس آمدند و عليه تصويب قانون ممنوعيت استفاده از نشانه هاي مذهبي در مدرسه هاي فرانسه شعار سر دادند.

اين دختران روسري هايي به رنگ پرچم فرانسه بر سر داشتند و با خواندن سرود ملي فرانسه ، کارتهاي شرکت در انتخابات و مدارک مليت فرانسوي خود را به خبرنگاران نشان مي دادند.

منظور آنان اين بود همان قدر که فرانسوي هستند، مسلمان هم هستند و دوست دارند در کشور خودشان به اعتقادات و فرهنگ اسلامي آنان احترام گذاشته شود.

با توجه به اين که در روزهاي اخير اين مطلب فراوان تکرار شده بود که دختران و زنان فرانسوي مسلمان از ترس همسر، والدين و يا برادران خويش حجاب بر سر دارند، به همين دليل يکي از شعارهاي اصلي تظاهرکنندگان چنين بود: «نه برادر، نه پدر، نه همسر، حجاب انتخاب خود ماست!»

ازجمله ديگر شعارهاي اين راهپيمايي اين بوده است: «فرانسه با تصويب اين قانون فقط دودستگي و تبعيض به ارمغان خواهدآورد»، «اين ، قانون آپارتايد است»، «ما را همين گونه که هستيم ، بپذيريد»، «فاشيست ها، راسيست (نژادپرست)ها، بنيادگرا شماييد»، «بنيادگرايي لاييک ، خطري براي جمهوري است.»

هم اکنون بجز کشورهاي فرانکوفون اروپا چون بلژيک و فرانسه که رعايت حجاب اسلامي در آنها با مسايل و مشکلات عديده اي همراه است ، در ساير کشورها مانند آلمان ، انگليس ، اسپانيا، هلند و دانمارک مانعي براي داشتن حجاب اسلامي وجود ندارد.

برگزاري کلاسهاي اخلاق ديني از سوي امامان جماعت و جمعه در هلند، وجود استخرهاي مجزا با پوشش مخصوص و ساعات مشخص براي بانوان در دانمارک و سفارش دادن نشانهاي مذهبي براي مدارس ايتاليا، همه حکايت از آن دارند که مطالبات مسلمانان در اين کشورها دست کم تا اندازه اي - مورد احترام است.

در بريتانيا حتي زنان محجبه در پليس و نهادهاي امنيتي مشغول هستند. دانمارکي ها براي سياست ادغام خارجيان پيش بيني کرده اند که جز در موارد ضروري مربوط به بهداشت و درمان و مسايل امنيتي ، زنان مي توانند در محيطهاي کاري نيز حجاب خود را داشته باشند.

در اسپانيا کار از اين هم راحت تر است و مقامات محلي بسته به راحتي دانش آموزان مدارس برخوردهاي رضايت بخش تري با اين مساله دارند.

در بريتانيا رعايت پوشش واحد در مدارس ضروري است واگر حجاب اسلامي بتواند با اين اصل همخواني داشته باشد، رعايت آن مانعي ندارد.

اين پوشش واحد در برخي مناطق که اقليت مسلمان حضور بيشتري دارند، به گونه اي طراحي شده است که عموميت قانون آنان را نيز در برگيرد و مدارس بتوانند خود را با آداب اقليت ها تطبيق دهند.

درهرحال ، با روند کنوني به نظر نمي رسد فرانسه طرح سنجيده و پخته اي را براي دومين اقليت بزرگ مذهبي اين کشور آماده کرده باشد.

مناسب به نظر مي رسيد که دولتمردان فرانسوي به دور از غوغاي مشتي سياست باز به بررسي کارشناسانه حجاب اسلامي مي پرداختند و نتيجه آن را براي تدوين يک الگوي ملي به معرض داوري افکار عمومي مي گذاشتند.

البته در کشوري که انتشار يک تحقيق عالمانه و منصفانه در زمينه حجاب اسلامي از سوي يک جامعه شناس زن فرانسوي و استاد دانشگاه «ماري کلود لوتران» با برخورد دولت فرانسه مواجه مي شود، نمي توان انتظار داشت که فرانسه -مهد آزادي و حقوق بشر!- حتي به شعارهاي انقلاب 200سال پيش خود پايبند بماند.