در باب تبرج

از جمله مسائلى که در حوزه مربوط به امور زنان، مورد توجه و تاکيد دين اسلام قرار دارد، مسئله “پوشش و حجاب بانوان” است. اسلام به عنوان دينى جامع و کامل، احکام و ارزشهايى را متناسب با بينش خود، بر رفتار و آداب فردى و اجتماعى زنان، از جمله حجاب و پوشش آنها، حاکم کرده است. يکى از شرايطى که دين اسلام براى حضور زنان در اجتماع تعيين نموده، پرهيز از “تزيين و تبرج” است. چندى پيش حضرت آيت الله صانعى در مصاحبه با روزنامه اعتماد ملي، به بيان ديدگاه خويش درباره پوشش زنان و نوع حجاب آنها، پرداخته است.(1) در بخشى از سخنان معظم له چنين آمده است: “در مورد پوشش زن، اسلام تنها به بيان برخى قواعد و اصول اکتفا کرده است، مانند آنکه زن بايد اولا: پوششى داشته باشد که او را از نگاه آلوده حفظ نمايد و به تعبير شهيد مطهرى باعث مصونيت او شود. ثانيا: اجتماع نيز از فساد و تباهى مصون بماند که به نظر اينجانب، براى مرد نيز همين پوشش و به همين دليل، لازم است. ثالثا: شخصيت و کرامت و حرمت زن حفظ شود که اگر ديده باشيد افراد متشخص با هر فرهنگ و مذهبى و لو آنکه از لحاظ ديني، خود را آزاد مى‌دانند، اما به‌دليل آنکه براى خود شخصيت قائلند، با هر پوششى در اجتماع ظاهر نمى‌شوند، اما در خصوص نوع و شکل پوشش، افراد آزادند که هر چه مى‌خواهند بپوشند و اسلام هيچ دخالتى در اين بحث نکرده و به عرف جامعه و تشخيص مردم واگذار کرده است”. ايشان همچنين در مورد “معناى تبرج” و اينکه “آيا به پا کردن چکمه در زمستان براى زنان، در حکم تبرج است يا خير؟” چنين فرمودند: “(به پا کردن چکمه) چه مانعى دارد؟ در زمستان چکمه مى‌پوشند ديگر. در تابستان هم کلاه‌هايى سرشان مى‌گذارند، براى اينکه در آفتاب اذيت نشوند. چه اشکال دارد؟ تبرج اصلا اين حرف‌ها نيست. تبرج آرايشى است که ممکن است زنى بکند و نعوذ بالله بخواهد روسپى‌گرى کند”. اينک چند نکته:

 

1. واژه‌شناسى “تبرج”

پيش از داورى در خصوص صحت يا عدم صحت “معناى تبرج” از ديدگاه آيت الله صانعي، لازم است معناى لغوى اين واژه مورد بررسى قرار گيرد.

ابن منظور در لسان العرب مى‌نويسد: “التبرج: اظهار الزينه و ما يستدعى به شهوه الرجل؛ تبرج يعني: آشکار نمودن زينت و هر چيزى که شهوت مرد را برانگيزد”.(2)

خليل بن احمد فراهيدى مى‌گويد: “هنگامى که زن زيبايى گردن و صورت خويش را آشکار سازد، گفته مى‌شود: تبرجت”.(3)

ابن دريد نيز، مى‌گويد: “زمانى که زن، زيبايى‌هاى خويش را آشکار سازد، گفته مى‌شود: تبرجت المراه”.(4)

جوهرى در صحاح اللغه، آورده است: “التبرج: اظهار المراه زينتها و محاسنها للرجال”(5)، يعنى تبرج عبارت است از: آشکار نمودن زينت و زيبا‌يى‌ها از سوى زن، براى مردان. نظير اين معنا در تاج‌العروس نيز آمده است. زبيدى در تاج‌ العروس مى‌گويد: “تبرجت المراه تبرجا: اظهرت زينتها و محاسنها للرجال”.(6)

ابن فارس مى‌نويسد: “تبرج از ريشه برج است که به معناى آشکار کردن زيبايى‌هاى زن توسط اوست”.(7)

با توجه به معناى لغوى واژه “تبرج”، آنچه که در سخنان آيت الله صانعى در مورد معناى تبرج آمده است، صحيح و توجيه‌پذير به نظر نمى‌رسد، چراکه ايشان تبرج را با “روسپى‌گري” مرتبط دانسته‌ و فرموده‌اند: “تبرج آرايشى است که ممکن است زنى بکند و نعوذبالله بخواهد روسپى‌گرى کند”، و حال آنکه در هيچ منبع لغوى (همانگونه که اشاره شد)، معناى واژه تبرج همراه با “روسپى‌گري” ذکر نشده است.

 

2. نهى از “تبرج” و خودآرايى در اجتماع

يکى از ويژگى‌هاى مهم زنان، ميل به تبرج و خودنمايى است که به صورت غريزى و طبيعى در آنان وجود دارد. غريزه خودنمايى و خودآرايى مانند ساير غرايز آدمي، نيازمند قانونمندى و کنترل است؛ يعنى بايد از افراط و تفريط در آن پرهيز شود، چراکه عدم کنترل اين غريزه، چه از جانب افراط و چه از جانب تفريط، هم براى زن زيانبخش است و سلامتى او را به خطر مى‌اندازد و هم در ايجاد زمينه‌هاى ناهنجارى در جامعه، تاثير گذار خواهد بود. از اين رو دين اسلام، در کنار توصيه زنان به خودآرايى (در محيط خانه و براى همسر)، به منظور پاک ماندن محيط اجتماعى و حفظ امنيت و کرامت انسانى زنان، به حجاب و پوشاندن زينت‌ها و زيبايى‌ها و عدم تبرج و جلوه‌گرى در مقابل نامحرمان نيز، دستور داده است.

دستور الهى در مورد پرهيز از خودآرايى و خودنمايى بانوان در برابر مردان نامحرم، با تعابير مختلفى در قرآن کريم آمده است، که بدان اشاره مى‌نماييم.

خداوند در سوره مبارکه احزاب (آيات 32 و 33) مى‌فرمايد: “يا نساء النبى لستن کاحد من النساء ان اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض و قلن قولا معروفا * و قرن فى بيوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهليه الاولي”.

در مورد اين آيه شريفه، توجه به چند نکته لازم است:

 

1. در آغاز آيه، خداوند با خطاب به زنان پيامبر (ص) بيان مى‌کند که زنان پيامبر اگر تقوا پيشه کنند، مقامشان از ديگر زنان بالاتر است و به دليل همسرى پيامبر، رعايت تقوا براى آنها مهم‌تر، ضرورى‌تر و اثرگذارتر است. سپس به يکى از مصاديق تقوا اشاره نموده و به زنان پيامبر فرمان داده که از خضوع و نرمى در سخن گفتن با نامحرم خوددارى کنند؛ چراکه چنين حالتى در گفتار، طمع بيماردلان را برمى‌انگيزد و زمينه گناه را فراهم مى‌کند. علامه طباطبايى ذيل آيه “فلا تخضعن بالقول...” مى‌نويسد: “خضوع در کلام به معناى آن است که در برابر مردان، آهنگ سخن گفتن را نازک و لطيف کنند، تا دل او را دچار ريبه و خيال‌هاى شيطانى نموده، شهوتش را برانگيزانند، و در نتيجه آن مردى که در دل بيمار است به طمع بيفتد”.(8)

 

2. خداوند با مخاطب قرار دادن زنان پيامبر مى‌فرمايد: “و قرن فى بيوتکن... در خانه‌هايتان قرار و آرام گيريد (و بى‌حاجت و ضرورت از منزل بيرون نرويد) و مانند دوره جاهليت پيشين، تبرج و خودآرايى مکنيد”. منظور از “قرن فى بيوتکن...”، نهى از زينت و آراستگى و عدم جواز خروج زنان از خانه و حضور در اجتماع، “به طور مطلق” نيست، بلکه حضور در محافل اجتماعى همراه با جلوه‌گرى و تبرج و نمايش دادن جاذبه‌هاى زنانه در ميان مردم که عامل تضعيف و سقوط ارزش‌هاى الهى و انسانى است، ممنوع شده است. به تعبير استاد مرتضى مطهري: “تاريخ اسلام به صراحت گواه است که پيامبر زنان خود را به سفر مى‌بردند و آنان را از بيرون رفتن از خانه، منع نمى‌فرمودند. منظور از اين دستور “قرن فى بيوتکن...” آن است که زن به منظور خودنمايى از خانه بيرون نشود و مخصوصا در مورد زنان پيامبر اين وظيفه سنگين‌تر و موکدتر است”.(9)

 

3. هر چند در اين آيه شريفه، زنان پيامبر مورد خطاب الهى قرار دارند، لکن دستور و حکم اين آيه عموميت دارد و شامل تمام زنان مسلمان مى‌شود؛ چنانکه علامه طباطبايى مى‌فرمايد: “اين امور بين همسران پيامبر و ساير زنان مشترک است و جمله “لستن کاحد من النساء؛ شما مثل ساير زنان نيستيد”، تاکيدى است براى همسران پيامبر”.(10)در تفسير اطيب البيان نيز آمده است: “ اين آيه شريفه خطاب به زنان پيامبر است، ولى تکليف تمام زنهاست”(11)

 

4. با توجه به آيه مورد بحث، خوددارى زنان از تبرج و جلوه‌گرى در مواجهه با مردان نامحرم و نيز پرهيز از سخن گفتن به شيوه تحريک‌آميز و با ناز و عشوه، از شاخصه‌هاى مهم حجاب اسلامى است. بنا به فرمايش استاد مطهري: “پوشش و حجاب زن در اسلام، اين است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‌گرى و خودنمايى نپردازد”.(12) بنابراين مقصود از حجاب اسلامي، آن نوع پوششى است که علاوه بر رعايت حدود شرعى پوشش در آن (تمام بدن به استثناء صورت و دو دست از مچ به پايين) با خودنمايى و جلب نظر نامحرمان همراه نباشد. مطابق اين بيان، حجاب امرى نيست که صرفا به موضوع پوشش مرتبط باشد، بلکه امرى رفتارى نيز هست. با روشن شدن مفهوم حجاب از ديدگاه اسلام، مى‌توان گفت، بدحجاب يا بى‌حجاب کسى نيست که حد واجب حجاب شرعى را رعايت نمى‌کند، بلکه ممکن است کسى اين حدود را کاملا رعايت کند، ولى در عين حال وضع ظاهرش، نوع رفتارش با مردان، نوع سخن گفتنش، نوع راه‌ رفتنش، حتى نوع نگاهش به افراد و اطرافش، و در يک کلام، نوع رفتار ارتباطى او در اجتماع، به گونه‌اى باشد که توجه نامحرمان را به خود جلب نمايد.(13)

با توجه به مطالب فوق، دو اشکال در سخنان آيت الله صانعى به چشم مى‌خورد:

 

اولا: آيت الله صانعى به طور مطلق قائل به آزادى افراد در انتخاب نوع و شکل پوشش خود هستند، چنانکه مى‌فرمايند: “در خصوص نوع و شکل پوشش، افراد آزادند که هر چه مى‌خواهند بپوشند و اسلام هيچ دخالتى در اين بحث نکرده”؛ و حال آنکه به مقتضاى مفاد آيه مورد بحث، آزادى افراد در انتخاب نوع و شکل پوشش، مشروط به عدم تبرج و خودنمايى است. بنابر اين هر پوششى که موجب خودنمايى و جلب توجه نامحرمان شود، از مصاديق تبرج بوده و انتخاب آن از سوى افراد، مستلزم ارتکاب منهى‌عنه است. بديهى است پوشيدن لباس‌هاى تنگ و چسبان و يا نازک و بدن‌نما که موجب جلب انظار ديگران و خودنمايى مى‌شود، به حکم اين آيه شريفه، ممنوع است.

 

ثانيا: معنايى که معظم‌له در مورد واژه “تبرج” بيان نموده‌اند (خودآرايى به قصد روسپى‌گري) با خطاب موجود در آيه مورد بحث، ناسازگار است. چرا که از يکسو، قواعد عرفى و عقلايى محاوره مقتضى اين است که متکلم، مخاطب را از کارى نهى کند که يا مشغول به انجام آن است و يا نشانه‌هاى علاقه‌مندى به انجام آن کار را در او مى‌بيند، و گرنه نهى متکلم موجه نخواهد بود. از طرف ديگر (همانگونه که اشاره شد) آيه شريفه “لا تبرجن تبرج الجاهليه الاولي” خطاب به همسران پيامبر است. با اين وصف اگر معناى تبرج همان “خودآرايى به قصد روسپى‌گري” باشد، با توجه به منتفى بودن چنين قصدى در زنان پيامبر، نهى خداوند موجه نخواهد بود.(14)

دين اسلام به عنوان دينى جامع و کامل، احکام و ارزش‌هايى حقيقى را بر رفتار و آداب فردى و اجتماعى زنان، از جمله حجاب و پوشش آنها، حاکم کرده است. يکى از شرايطى که دين اسلام براى حضور زنان در اجتماع تعيين نموده، پرهيز از “تزيين و تبرج” است. درفرازهاى قبلى نوشتار، به يکى از آيات قرآن کريم در خصوص پرهيز از خودآرايى و خودنمايى زنان در مواجهه با نامحرمان، اشاره کرديم. در اينجا نيز به بررسى يکى ديگر از آيات قرآن کريم در اين‌باره مى‌پردازيم.

خداوند در سوره مبارکه نور (آيه 31) مى‌فرمايد: “و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن على جيوبهن ... و لا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن؛ به زنان با ايمان بگو چشم‌هاى خود را از نگاه به اجنبى فرو پوشند و دامان خويش را (از آلودگي) پاک نگه دارند و زينت و جمال خود را جز آنچه که بطور طبيعى نمايان است، از نامحرمان بپوشانند و روسرى خويش را بر روى سينه‌ها افکنند (تا گردن و سينه‌ها با آن پوشانيده شود) و هنگام راه رفتن، پاهاى خود را بر زمين نکوبند تا زينت‌هاى پنهانى‌شان معلوم شود”.

در مورد آيه شريفه فوق، توجه به چند نکته ضرورى است:

 

1. پيرامون معنا و مراد از “زينت” در آيه 31 سوره نور، فقهاء و مفسران، آراء مختلفى ارائه نموده‌اند. مطابق نظر علامه طباطبايي، مراد از زينت، “مواضع زينت” است(15) که در اين صورت لازمه پوشاندن زينت، پوشاندن بدن و لازمه آشکار کردن آن، آشکار نمودن بدن است. ابن منظور در لسان‌العرب مى‌گويد: “الزينه: اسم جامع لما تزين به”؛ يعنى کلمه “زينت”، اسم جامعى است براى هر آنچه که با آن زيبايى حاصل شود (چه زيبايى طبيعى و چه آلات و وسايل زيباسازي(.)16) مطابق اين معنا، هنگامى که در آيه شريفه مورد بحث، عبارت “زينتهن: زينت زنان” ذکر شده، هم زيبايى‌هاى طبيعى آنها را شامل مى‌شود؛ مثل: چهره، مو و اندام‌ها؛ و هم انواع زيورهاى مصنوعى آنان را مثل گردنبند، دست‌بند و مانند آن.

 

2. بنا بر قول مشهور ميان مفسران، با جمله استثنائيه “الا ما ظهر منها”، تنها وجه (صورت) و کفين (دو دست از مچ به پايين)، از لزوم پوشش استثناء شده و در غير از اين مورد، پوشش تمام بدن براى زنان، لازم و ضرورى است.

 

3. تعبير “لا يبدين زينتهن” به معناى آشکار نکردن زينت‌ها و زيبايى‌هاست، که تعبير ديگر قرآنى آن، عدم تبرج است. نهى موجود در اين آيه، ظهور در حرمت دارد؛ بدين معنا که آشکار کردن زينت‌ها از سوى زنان به استثناى وجه و کفين، حرام است.

 

4. در فراز انتهايى آيه مى‌فرمايد: “و لا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن؛ و مبادا پاى خويش را به زمين بکوبند تا آنچه از زينتشان که پنهان است ظاهر شود”. زنان عرب معمولا خلخال به پا مى‌کردند و گاه براى آنکه بفهمانند که زينتى قيمتى به پا دارند، پاى خود را محکم به زمين مى‌کوبيدند. در اين بخش از آيه، خداوند زنان را از اين عمل، نهى مى‌کند. ذکر علت تحريم اين شيوه راه رفتن در فراز آخر آيه يعنى “ليعلم ما يخفين من زينتهن”، نشان دهنده آن است که ملاک حرمت و ممنوع شدن، راه‌ رفتن و به طور کلي، رفتارى است که موجب تبرج و جلب نگاه نامحرمان شود و زمينه مزاحمت و يا فساد را فراهم آورد. از اين قسمت آيه، يک قاعده کلى در مورد حجاب و پوشش بانوان استنباط مى‌شود و آن اينکه، پوشش و شيوه رفتار بانوان در سطح جامعه بايد به گونه‌اى باشد که باعث تحريک شهوات جنسى نگردد. بنا بر اين، مى‌توان امروزه هر آنچه عرضه و خودنمايى زن در مقابل نامحرمان تلقى شده، تهييج و تحريک مردان را به دنبال داشته باشد، مانند استعمال عطرهاى تند، آرايش چهره، پوشيدن لباسهاى تنگ، کوتاه، نازک و بدن‌نما با رنگ‌هاى تند و جذاب در محيط جامعه، ممنوع دانست.

با توجه به مطالب ياد شده، نادرستى اين نظر که “اسلام هيچ دخالتى در خصوص نوع و شکل پوشش نکرده است”، روشن مى‌شود؛ چراکه به حکم آيه “لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها” و با توجه به معناى کلمه زينت، نوع و شکل پوشش زنان بايد به گونه‌اى باشد که عنوان ابداء زينت (در غير مورد مجاز) بر آن صدق نکند. بنا بر اين معلوم مى‌شود که دين اسلام، در خصوص نوع و شکل پوشش بانوان نيز به تشريع پرداخته است، نه آنکه هيچ دخالتى نکرده باشد. مويد اين سخن، روايتى است از اميرمومنان على (ع:) “شما را به پوشش لباس ضخيم توصيه مى‌کنم، چرا که هر کس لباسش نازک باشد، دينش نازک است”.(17) روشن است که در اين روايت سخن از نوع و شکل پوشش است.

آيت الله صانعى با بيان اينکه “اسلام تنها به برخى قواعد و اصول اکتفا کرده است مانند آنکه زن بايد اولا پوششى داشته باشد که او را از نگاه آلوده حفظ نمايد ... ثانيا اجتماع نيز از فساد و تباهى مصون بماند ... ثالثا شخصيت و کرامت و حرمت زن حفظ شود”، دچار مشکله تخصيص اکثر در بيان عام بعدى خود شده‌اند، آنجا که مى‌فرمايند: “اما در خصوص نوع و شکل پوشش افراد آزادند که هر چه مى‌خواهند بپوشند”. زيرا اين اصل که پوشش زن بايد موجب فساد جامعه نشود، مستلزم آن خواهد بود که پوشش، موجب جلب توجه و انگيختن شهوت مردان نشود و همين اصل عام، آن‌قدر نوع لباس، شکل و رنگ آن و امورى از اين دست را تحت تاثير قرار مى‌دهد که ديگر نمى‌توان به اطلاق گفت زنان در خصوص نوع و شکل پوشش آزادند، زيرا بيشتر مصاديق از تحت اين اطلاق خارج هستند.

بلى با توجه به معناى واژه “زينت” که گذشت مى‌توان گفت پوشيدن چکمه‌هاى خاص، بر خلاف عقيده آيت الله صانعى که آن را از مصاديق تبرج نمى‌دانند، چون باعث نمايان شدن حجم پاى زنان و غالبا جلب توجه نامحرمان مى‌شود، از مصاديق تبرج و منهى عنه است. پوشيدن چکمه‌هاى به اصطلاح ساق بلند که روى شلوار پوشيده مى‌شوند و غالبا به عنوان تزيين و خودآرايى و نه به منظور محافظت از سرما و برف، مورد استفاده قرار مى‌گيرند، علاوه بر آنکه موجب نماياندن حجم پاى زنان مى‌شود، معمولا با نقش و نگار‌هاى برجسته و جالب توجه با رنگ‌هاى تند و جذاب و زيورآلاتى (همچون نگين، زنجيرهاى تزيينى و ...) همراه است و از اين جهت قطعا مشمول نهى آيه شريفه قرار دارد.

 

پى‌نوشتها:

-1 1387/2/1، متن مصاحبه تا اواسط ارديبهشت ماه، در پايگاه اطلاع‌رسانى دفتر حضرت آيت‌الله صانعى نيز قابل دسترسى بود.

-2 ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان‌العرب، موسسه اعلمي، بيروت، 1426ه-.ج، 1، ص 256

-3 فراهيدي، خليل بن احمد، العين، تحقيق دکتر مهدى المخزومي، اسوه، تهران، 1414ه-.ج، 1، ص 146

-4 ابن دريد، محمد، جمهره اللغه، طبع حيدرآباد، ج1، ص 208

-5 الجوهري، اسماعيل، صحاح اللغه، دارالعلم، بيروت، ج1، ص 299

-6 زبيدي، تاج العروس، ج2، ص 7

-7 ابن‌فارس، احمد، المقاييس، تهران، ج1، ص 234

-8 ترجمه تفسيرالميزان، دفتر انتشارات اسلامي، ج16، ص 461

-9 مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، 1385، ص 498

-10 همان

-11 طيب، سيدعبدالحسين، اطيب البيان فى تفسيرالقرآن، تهران، انتشارات اسلام، 1378، (چاپ دوم)، ج10، ص 499

-12 مسئله حجاب، انتشارات صدرا، تهران، 1385، ص 431

-13 صفار دستگردي، مهدي، بدحجابى در نگرشى جامعه‌شناختي، فصلنامه کتاب زنان، شماره 22

-14 ابوالقاسم عليدوست، نقدى بر مصاحبه اخير آيت‌الله صانعي، خيرگزارى فارس

-15 ترجمه تفسيرالميزان، دفتر انتشارات اسلامي، ج15، ص 156

-16 ابن‌منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، موسسه اعلمي، بيروت، 1426ه-.1437

-17 حر عاملي، وسائل الشيعه، قم، انتشارات موسسه آل بيت، 1409 ق، ج 4، ص 389