در اين مقاله، مى‏خواهيم به اين سؤال پاسخ دهيم كه: حجاب براى چيست؟ آيا حجاب، با آزادى و شركت در امور مختلف منافات دارد؟ براى پاسخ به اين سؤال بايد حجاب را از نظر قرآن و به طور كلى اسلام بررسى نمود، سپس به ارتباط ميان حجاب و آزادى پرداخت.

الف ـ حجاب در قرآن

واجب بودن حجاب براى زنان از ضروريات دين مبين اسلام است. واجب بودن حجاب از نظر قرآن، گفتار پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نيز به حكم عقل و اجماع رأى فقها و علماى اسلام امرى ثابت است. در قرآن، حدود چهار آيه به واجب بودن حجاب دلالت دارد. اما در مورد حفظ عفت و پاسدارى از حريم آن، بيش از ده آيه در قرآن وجود دارد.

چهار آيه‏اى كه بر وجوب حجاب براى زنان دلالت دارد عبارتند از آيه: 30 سوره نور، 59، 33 و 23 سوره احزاب، كه به هر كدام اشاره مى‏كنيم.

 

1 ـ آيه 30 سوره نور:

«وَ قُلْ لِلْمُؤمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ اَبْصارِهِنَّ و يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زِيْنَتَهُنَّ إِلا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لاَ يُبْدينَ زِينَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ...؛

اى پيامبر! به زنان باايمان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند، و زينت خود را ـ جز آن مقدار كه نمايان است ـ آشكار نسازند، و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشيده شود) و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهران‏شان و ساير افراد محرم‏شان...». در اين آيه به پنج موضوع اشاره شده است:

1ـ زنان بايد ديدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو خوابانند.

2ـ زنان بايد دامن خود را از هر نوع عامل بى‏عفتى حفظ نمايند.

3ـ زنان بايد زينت خود را جز آن مقدار كه به طور قهرى طبيعى است، پنهان سازند.

4ـ زنان بايد روسرى‏هاى خود را بر گردن و سينه بيفكنند.

ابن‏عباس در معنى اين جمله مى‏گويد: «يعنى زن بايد مو و سينه و دور گردن و زير گلوى خود را بپوشاند.»(1)

5ـ زنان بايد زينت خود را جز براى افراد محرم آشكار نسازند.

 

2 ـ آيه 59 سوره احزاب:

«يا اَيُّها النَّبىُّ قُل لاَِزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلابيبِهِنَّ ذلِكَ اَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلايُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللّه‏ُ غَفُورا رَحيما؛

اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو جِلْباب‏ها (= روسرى‏هاى بلند) خود را بر خويش افكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است (و اگر تاكنون خطا كرده‏اند توبه كنند). خداوند همواره آمرزنده مهربان است.»

اين آيه علاوه بر تصريح حجاب، به يكى از فلسفه‏هاى حجاب كه عدم آزار از ناحيه مزاحم‏هاست اشاره نموده است.

 

3 و 4 ـ آيات 32 و 33 سوره احزاب:

«يا نِساءَ النَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذى فى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا. وَ قَرْنَ فى بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِليَّةِ الاْءُولى؛

اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد، اگر تقوا پيشه كنيد، پس به گونه هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند و سخن شايسته بگوييد (و در خانه‏هاى خود بمانيد) و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد.»

 

انواع پوشش

شهيد مطهرى در مورد انواع پوشش مى‏نويسد:

«استفاده زنان از روپوش‏هاى بزرگ كه بر سر افكنده‏اند، دو جور بوده است: يك نوع صرفا جنبه تشريفاتى و اسمى داشته است همان گونه كه در عصر حاضر، بعضى از بانوان چادرى را مى‏بينيم كه چادر داشتن آنها صرفا جنبه تشريفاتى دارد؛ با چادر هيچ جاى بدن خود را نمى‏پوشانند، بلكه آن را رها مى‏كنند. وضع چادر بر سر كردن‏شان نشان مى‏دهد كه اهل پرهيز از معاشرت با مردان نامحرم نيستند و از اينكه مورد بهره‏بردارى چشم‏ها قرار بگيرند، امتناعى ندارند.

نوع ديگر بر عكس بوده و هست كه زن آنچنان با مراقبت، جامه‏هاى خود را مى‏گيرد، و آن را رها نمى‏كند كه نشان مى‏دهد كه اهل عفاف و حفاظ است. خودبه‏خود دورباشى ايجاد مى‏كند و ناپاك‏دلان را مأيوس مى‏سازد.»(2)

در كل از اين آيه نتيجه مى‏گيريم كه: زنان بايد با پوششى گشاد و بزرگ، سر و سينه (بدن) را بپوشانند به گونه‏اى كه مورد تهييج هوسبازان و مزاحمت آنان قرار نگيرند.

 

فلسفه و علل حجاب

براى بررسى علل حجاب بايد به چند مورد اشاره كرد، سپس به فلسفه حجاب و پوشش مى‏پردازيم:

 

1ـ چشم‏چرانى مردان و خودآرايى زنان

در مرد غريزه جنسى بسيار قوى مى‏باشد كه او را به شدت به زن علاقه‏مند مى‏كند. اگر اين غريزه كنترل و اشباع نگردد، موجب انحرافات و پيامدهاى ويرانگر خواهد شد. اگر هيچ كنترلى در اين غريزه نباشد، و مردان آزاد و بى‏بند و بار باشند، به چشم‏چرانى مى‏پردازند. به دنبال چشم‏چرانى، ارتباط‏هاى نامشروع و فسادهاى ديگر هويدا مى‏شود.

از سوى ديگر، زنان ميل به خودآرايى و تمايل به نمايش خود و ظرافت‏هاى بدن‏شان دارند و اگر عفت درونى و كنترلى نباشد، تا جايى پيش مى‏روند كه مى‏خواهند عريان باشند.

اگر در جامعه‏اى عفت و پوشش توسط زنان رعايت نگردد، دود آن به چشم همگان خواهد رفت و زمينه‏سازى براى بسيارى از جرايم ايجاد خواهد شد. زن چون از ظرافت بيشترى برخوردار است در صورت واقع شدن در محيط بى‏قانون، كه حاكميت عقل و منطق در آن ضعيف باشد، مورد ستم قرار مى‏گيرد. حجاب و پوشش مانند سدى است كه جلوى ظلم و ستم و تجاوز به حقوق زن را مى‏گيرد.

اگر غريزه خودآرايى زنان مهار نشود، زن به سمت زرق و برق‏هاى كاذب، با پوشش‏هاى نامناسب مى‏رود، كه او را به سمت پوچى و بيهودگى زيستن مى‏برد و سرانجامش جز گمراهى و تباهى و پاشيدگى كانون‏هاى گرم خانواده نيست.

 

2ـ حفظ حرمت و كرامت زن

زن در شرافت و حقوق و شخصيتِ انسانى با مردان برابر است. پس نبايد به او همانند يك كالاى تبليغاتى براى جلب مشترى نگاه كرد. حجاب عاملى است كه جلوى اين نگاهها را مى‏گيرد؛ نيز مانع از هم پاشيدگى خانواده‏ها مى‏شود. اگر به دستاوردهاى درخشان قوانين اسلام توجه نمى‏كنيم، لااقل از ضرر و زيان خانمانسوز بى‏بند و بارى عبرت بگيريم.

حجاب موجب جلوگيرى از اشاعه فحشا و منكرات در جامعه مى‏شود. چه بسيار خانواده‏هايى كه بر اثر فساد متلاشى شده‏اند و چه بسيار كودكانى كه به همين دلايل بى‏سرپرست گشته‏اند.

آمارهاى تكان‏دهنده جرم و جنايت، و گسترش فساد بر اثر برهنگى و بى‏بند و بارى جنسى مى‏باشد. اميرالمؤمنين على(ع) مى‏فرمايند:

«يَظْهَرُ فى آخِرِ الزَّمانِ وَ هُوَ شَرُّ الاَزمِنَة نَسوَةٌ كاشِفاتٌ عارياتٌ مَتَبَرِّجاتٌ، مِنَ الدِّينِ خارجاتٌ، فِى الفِتَنِ داخِلاتٌ، مائلاتٌ الى الشهواتِ، مُشرئاتٌ الى اللَّذاتِ، مُسْتَحِلاتٌ للمُحَرَّماتِ، فى جَهَنَّمَ خالِداتٌ؛ (3)

در آخرالزمان كه بدترين زمان‏هاست، زنان بى‏حجاب و برهنه آشكار مى‏شوند كه با زينت و آرايش بيرون مى‏آيند. آنان از مرز دين خارج شده‏اند، و در فتنه‏ها وارد گشته‏اند، و به سوى شهوت‏ها تمايل و شتاب دارند. حرام‏ها را حلال مى‏كنند و سرانجام در دوزخ گرفتار عذاب ابدى خواهند شد.»

زن مسلمان تجسم حرمت و عفت در جامعه است. حفظ پوشش، احترام نهادن به زن و محفوظ نگه داشتن وى از نگاههاى ناپاك است. چنانچه زن حدود را رعايت نكند، هر بيماردلى در او طمع نموده و با نگاه آلوده‏اش حريم زن را مى‏شكند. شخصيتى كه بايد سالم بوده و نسل سالم را تربيت نمايد، تحت تأثير ديده‏هاى آلوده به گناه، به طرف شهوت سوق داده شده، هويت خود را فراموش مى‏كند و در چنگال بيماردلان و هوسبازان گرفتار مى‏شود، چنان كه از منش انسانيت سقوط كرده و به گرداب حيوانيت فرو مى‏رود.

 

3 ـ جهاد با نفس و خواهش‏هاى نفسانى

ميل به خودنمايى و خودآرايى در سرشت زن (بنا به مصالحى) نهفته است كه بايد در مسير درست و هدفى والا قرار گيرد. اگر اين ميل در زن درست به كار گرفته شود ثمرات مطلوبى داشته و در جهت كمال او كارآمد خواهد بود و در فراهم آوردن محيطى مناسب همراه با زندگى‏اش سودمند خواهد شد. هيچ ميل و گرايشى در انسان بى‏هدف و بى‏جهت قرار داده نشده است. اگر گرايش‏ها حد و مرزى نداشته باشند، فسادآفرين خواهند شد، و در ايجاد ناهنجارى در جامعه تأثير خود را خواهند گذاشت. پوشش، مهم‏ترين عامل تعديل و كاهش اين ميل مى‏باشد. امام على(ع) مى‏فرمايند: «زَكاةُ الجمالِ، العفاف؛ زكات زيبايى، عفاف است.»

زيبايى زن يك نوع سرمايه است كه بايد بجا و درست مصرف شود. زكات اين زيبايى، پوشش و عفاف است. امتناع از جلوه‏گرى در مقابل نامحرم، موجب كنترل اين غريزه و حفظ حريم شده، با خواهش‏هاى نفسانى زن و مرد مبارزه مى‏شود. وقتى زن خود را در مقابل خواهش‏هاى نفسانى بيمه نمود و خويش را كنترل كرد، زمينه براى رشد تعالى زن فراهم مى‏شود و موجب تهذيب نفس زن و به طور كلى اجتماع خواهد شد و زن مى‏تواند جامعه را بسازد.

 

جواز حضور در اجتماع

كنار گذاردن زنان، ناديده گرفتن حضور فعال نيمى از جامعه مى‏باشد. عدم استفاده از نظرات كارى آنان موجب انتقال مسئوليت‏شان بر نيمه ديگر جامعه مى‏شود. هر گاه نيمه ديگر از اين مهم به خوبى برنيايد، جامعه دچار ركود و ازهم‏پاشيدگى مى‏شود.

اگر زنان با خودآرايى و فريبايى وارد جامعه شوند، جامعه به فساد و تباهى كشيده خواهد شد كه ضرر آن بيشتر است چون جامعه را از درون متلاشى نموده، زمينه را براى تسلط دشمنان دين فراهم مى‏آورد. پس چه بايد كرد؟ از يك طرف نمى‏توان حضور نيمى از انسان‏ها را كه مى‏توانند بار سنگينى از جامعه بردارند ناديده گرفت، از طرف ديگر نبايد جامعه را به فساد و تباهى كشاند آن هم با حضور هوس‏انگيز زنان.

راه حل اين است كه زنان با پوشش درست، هم جواز حضور در اجتماع را پيدا كنند و هم از فساد و تباهى جامعه جلوگيرى شود.

زنان با استفاده از پوشش مناسب اسلامى و حفظ شئون خويش مى‏توانند در تمام زمينه‏ها (فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى، سياسى و... ) وارد جامعه شده و بسيارى از امور را حتى بهتر از مردان انجام دهند.

اسلام با طرح پوشش زنان، جواز حضور آنان در جامعه را فراهم ساخته و با دستورهاى حكيمانه و راهگشايى كه در باره منش و روش زن ارائه داده است، از يك سو، از تباه شدن اين نيروى عظيم و بى‏هدف رها شدن آن جلوگيرى كرده، از سوى ديگر، از فساد گسترده و ناهنجارى‏هايى كه از اختلاط زن و مرد ناشى مى‏شود، جلوگيرى كرده است.

همه افراد در مقابل سلامت جامعه مسئوليت دارند اما مسئوليت مهم‏تر و بزرگ‏تر بر دوش زن‏هاست. همان طور كه از دامن زن، مرد به معراج مى‏رود، مى‏تواند بر عكس هم باشد، يعنى در صورت رواج فساد توسط زنان، جامعه به تباهى كشانده مى‏شود.

 

امنيت‏زايى حجاب

جامعه موظف است امنيت را در تمام ابعاد مختلف فراهم سازد و بخش مهمى از آن به عهده زن است كه با حفظ پوشش به آن جامه عمل بپوشاند. در سايه رعايت عفاف است كه زن مى‏تواند به راحتى وارد جامعه گرديده و فعاليت كند و خطرى هم متوجه او نگردد.

 

رابطه حجاب با اصل آزادى

برخى بر اين گمان هستند كه حجاب موجب سلب حق آزادى كه حق طبيعى بشر است مى‏شود و نوعى توهين به حيثيت انسانى زن به شمار مى‏رود. آنها مى‏گويند: احترام به حيثيت و شرف انسانى يكى از موارد اعلاميه جهانى حقوق بشر است. هر انسانى چه زن و چه مرد مى‏تواند آزاد باشد، حال تابع هر مذهبى باشد.

اجبار زنان به داشتن حجاب و محدود ساختن آنان، بى‏اعتنايى به حق آزادى ايشان و اهانت به حيثيت انسانى آن و در واقع ظلم فاحش به اوست! زن را اسير و زندانى كردن به هيچ وجه نبايد واقع شود و اين ظلم است و بايد از ميان برود.

 

پاسخ شبهه:

در اسلام محبوس ساختن واسير كردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام يك وظيفه است كه بر عهده زن نهاده شده است كه در برخورد با نامحرم بايد كيفيت خاصى از پوشيدن توسط زن مراعات شود. اين وظيفه از جانب مرد به زن تحميل نمى‏شود؛ همچنين با حيثيت و كرامت زن منافاتى ندارد؛ نيز تجاوز به حقوق او نيست و با حقوق طبيعى كه خدا براى زن مقرّر كرده، در تضاد نمى‏باشد.

اگر رعايت پاره‏اى مصالح اجتماعى، زن يا مرد را مقيّد سازد كه روش خاصى را در پيش بگيرند و طورى عمل كنند كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقى را از بين نبرند، چنين مطلبى زندانى‏كردن يا بردگى نيست و منافى حيثيت زن و نفى آزادى وى نمى‏باشد. در كشورهاى متمدن جهان نيز يك سرى محدوديت‏ها وجود دارد مثلاً اگر مردى پا برهنه يا با لباس خواب از خانه خارج شود و حتى اگر با پيژامه بيرون آيد، پليس او را منع كرده و به عنوان عمل خلاف حيثيت اجتماعى وى را جلب و زندانى مى‏كند.

پس هنگامى كه مصالح اخلاقى و اجتماعى، افراد را ملزم مى‏كند در معاشرت اسلوب خاصى را رعايت كنند مثلاً با لباس كامل بيرون بيايند، چنين چيزى نه بردگى است و نه زندانى كردن و نه ضد حيثيت انسانى است، چنان كه ظلم و ضد عقل نيست.

پوشيده بودن زن در حدودى كه اسلام معين كرده، نه تنها موجب كاهش حيثيت اجتماعى او نيست بلكه موجب كرامت و احترام بيشتر زن مى‏گردد زيرا او را از تعرض افراد فاقد اخلاق مصون نگه مى‏دارد.

شرافت زن اقتضا مى‏كند هنگامى كه از خانه خارج مى‏شود، متين و باوقار راه برود، نيز پوشش او به گونه‏اى باشد كه موجب تحريك و تهييج ديگران نشود و عملاً مرد را به انحراف دعوت نكند. نبايد زن به سخن گفتنش آهنگ خاصى بدهد كه بيماردلان در او طمع كنند.

اسلام به زنان مى‏گويد دو مسئله را رعايت كنيد تا ايمن باشيد:

1ـ پوشيده باشيد.

2ـ به گونه‏اى راه نرويد و سخن نگوييد كه تحريك‏آميز باشد. (4)

دستورها، به مصلحت زن است تا با امنيت بيشتر از خانه خارج شده و به آنجا برگردد.

 

رابطه حجاب و آزادى

طرفداران برهنگى و كشف حجاب، براى عدم پذيرش حجاب، دست به توجيه و استدلال مى‏زنند و اشكالاتى مطرح كرده‏اند كه موجب ترديدهايى گشته است كه به طرح چند نمونه مى‏پردازيم:

 

1ـ برخى مى‏گويند انسان چه زن و چه مرد، آزاد آفريده شده و آزادى، مفهوم مقدسى است كه همگان طرفدار آنند، ولى حجاب و پوشش اسلامى، دست و پا گير بوده و زنان را منزوى و پرده‏نشين كرده، در نتيجه از مواهب آزادى محروم بوده‏اند. مى‏گويند: خداوند در نهاد بشر غرايز بسيارى از جمله «غريزه جنسى» نهاده است، كه نبايد آنها را سركوب كرد، بلكه بايد با كمال آزادى، اين غرايز را اشباع نمود و گر نه موجب عقده و بيمارى‏هاى روانى در افراد مى‏شود.

ولى روشن است هر چيزى داراى حدى است. آيا انسان آزاد است كه غذاى مسموم بخورد يا نصف شب طبل بزند و همسايه‏ها را بيدار نمايد؟قطعا آزادى داراى حد و مرز است. آزادى‏اى مقدس است كه موجب ضرر و زيان و سلب آزادى و آسايش ديگران نشود.

 

2ـ مى‏گويند: زنان نيمى از جامعه هستند و بايد دوش به دوش مردان به كارهاى فرهنگى، سياسى، اقتصادى و... بپردازند. صحيح نيست كه جامعه را از نيمى از نيروى انسانى خود محروم كرده و آنها را به انزوا كشيد. حجاب عامل مهمى براى به انزوا كشيدن زنانى است كه نيمى از جامعه را تشكيل مى‏دهند. حجاب دست و پا گير بوده و زنان را از فعاليت‏هاى فرهنگى، اقتصادى، سياسى و... باز مى‏دارد.

درست است كه زنان نيمى از اعضاى فعال جامعه هستند و بايد در تمام صحنه‏ها تلاش داشته باشند، ولى پوشش اسلامى (حجاب) در حدى كه آنان را از تلاش در صحنه‏هاى كار و فعاليت باز دارد، دست و پا گير نيست، زيرا حجاب به معنى پرده‏نشينى نيست بلكه به معنى پوشش معقول است.

زن مى‏تواند با لباس‏هاى بلند و پوشش كامل اسلامى به تلاش براى زندگى بهتر بپردازد و در مواردى كه چادر لباس برتر و پوشش عالى‏تر است در صحنه ظاهر شود.

 

3ـ مى‏گويند: حجاب و پوشش زن، موجب فاصله انداختن ميان زن و مرد شده، مردان را به زنان حريص‏تر مى‏كند و آتش تمايلات آنها را شعله‏ورتر مى‏كند چرا كه «الانسانُ حريصٌ على ما مُنِعَ؛ انسان نسبت به چيزى كه از آن ممنوع شده، حريص است.»

اين اشكال، نوعى مغالطه است، چون پوشش در اسلام به معنى محروميت زن و مرد از اشباع غريزه از راه صحيح نيست تا موجب عطش بيشتر و ناهنجارى گردد. اگر آنچه كه اسلام در مورد آسان‏گيرى در ازدواج فرموده، اجرا شود، غريزه از راه صحيح اشباع شده و اشكالى پديد نمى‏آيد.

 

علل گسترش بدحجابى

چرا بدحجابى در جامعه گسترش يافته است؟! علل آن چيست و چگونه مى‏توان با آن مبارزه نمود؟

 

1ـ تلاش استعمار در مبارزه با پوشش اسلامى:

حجاب، هويت و شخصيت زن مسلمان مى‏باشد. حجاب جلوى فساد و فسادانديشى را مى‏گيرد. زدودن حجاب از زن، با هدف هويت‏زدايى از زن مسلمان است، تا زن بيشتر در خدمت آمال و آرزوها و اهداف و هوس‏هاى سلطه‏جويان قرار گيرد. مبلّغان

و بانيان بى‏حجابى در ايران، در اين مورد معتقدند:

«در مسئله بى حجابى زنان بايد كوشش فوق‏العاده به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بى‏حجابى و رها كردن چادر، مشتاق شوند.

بايد به استناد شواهد و دلايل تاريخى ثابت كنيم كه پوشيدگى زن از دوران بنى‏عباس متداول شده و مطلقا سنت اسلام نيست...».

سپس تأكيد مى‏كند كه پس از زوال حجاب، مأموران جوانان را به سوى روابط ناپسند با زنان غير مسلمان سوق دهند و آنان نيز بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقليد كنند. (5)

طرح عمومى كشف حجاب در كشورهاى اسلامى و حضور خانواده‏هاى رؤساى وابسته به نظام‏هاى استكبارى به صورت نيمه عريان و استفاده از مدهاى گوناگون و نمايش در انظار، نمونه‏اى از تلاش استعمار جهت پوشش‏زدايى براى رسيدن به اهداف يادشده بود.

امام خمينى(ره) به انگيزه‏هاى استعمارگران و كشف اين توطئه اشاره دارد، آنجا كه مى‏نويسد: «ما مى‏دانيم كه اين سخنان براى كسانى كه با خيانتكارى و شهوت‏پرستى و آواز و نواز و رقص و هزار جور مظاهر فسوق و بى‏عفتى بار آمدند خيلى گران است.

البته آنان كه تمدن و تعالى مملكت را به لُخت شدن زن‏ها در خيابان‏ها مى‏دانند و به گفته بى‏خردانه خودشان با كشف حجاب، نصف جمعيت مملكت كارگر مى‏شود، حاضر نيستند مملكت با طرز معقولانه و در زير قانون خدا عمل و اداره شود.

آنهايى كه اين قدر قوه تميز ندارند كه كلاه لگنى را كه پس‏مانده درندگان اروپاست، ترقى كشور مى‏دانند، با آنها ما حرفى نداريم كه آنها از ما سخن خردمندانه را بپذيرند و عقل و هوش و حس آنها را اجانب دزديده‏اند...». (6)

اما بر خلاف تلاش‏هاى مذبوحانه استعمار، زنانى در سايه پوشش و عفاف به صحنه اجتماع آمدند تا با ستمگران مبارزه كنند، از جمله:

«زينب پاشا، فرزند شيخ سليمان، دهقان بى‏چيز، رهبر زنان تبريز، گروهى داشت با اسلحه‏هاى سرد و گرم در مجامع حاضر مى‏شدند و مردم را به مبارزه تشويق مى‏كرد. يك بار به جمع مردان گفت:

اگر شما مردان جرئت نداريد جزاى ستم‏پيشگان را كف دست‏شان بگذاريد، اگر مى‏ترسيد كه دست غارتگران و دزدان را از مال و ناموس و وطن خود كوتاه كنيد، چادر زنان را سرتان كنيد و در كنج خانه بنشينيد و دم از مردى و مردانگى نزنيد. ما جاى شما با استكبار مى‏جنگيم.»(7)

 

2ـ دگرگونى ارزش‏ها

اسلام زن را در متن اجتماع به تلاش و كوشش خوانده اما با حُجب و رعايت پوشش اسلامى. اسلام حيا، وقار، متانت، شكوه گفتار و سلامت كردار را براى انسان ارزش دانسته است. اسلام، حجاب را جزئى از شخصيت زن تلقى مى‏كند. وقتى اين ارزش‏ها دگرگون شود و زن خودآرايى و نشان دادن زيبايى‏ها و خودنمايى را ارزش بداند، گرايش درونى به فسادآفرينى پيدا مى‏كند.

 

3ـ الگوهاى نادرست

انسان فطرتا الگوپذير است. وى پيوسته به ارزش‏هايى باور دارد و مى‏خواهد همواره از آنها الگو بسازد. مسئله الگو در اخلاق اسلامى و روانشناسى امروز جايگاه مهمى دارد. قرآن، پيامبر گرامى اسلام(ص) را به عنوان الگو و اسوه حسنه معرفى مى‏نمايد. پس انسان مى‏خواهد خود را همانند الگوها سازد. قهرمان‏سازى و الگوآفرينى انحرافى براى زن در جهت زدودن هويت او، از برنامه‏هاى استعمار بوده است. اين مسئله بايد به طور جدى بررسى گردد.

 

4ـ خلاءهاى درونى

انسان به سبب ناهنجارى‏هاى شخصيتى كه دارد، همواره سعى در جبران كمبودها مى‏نمايد. كمبودهاى عاطفى در دوران خردسالى، گاه در بزرگسالى (اگر راهنمايان درستى نباشند) انسان را دچار بحران‏هاى عميق عاطفى و شخصيتى مى‏كند. با بررسى چگونگى برخورد دختران و زنان در مسئله پوشش به اين نتيجه مى‏رسيم كه برخى خودآرايى و خودنمايى را جزئى از شخصيت تلقى كرده و سعى در جايگزينى جاذبه‏هاى كاذب با آن را دارند.

 

راههاى مبارزه با بدحجابى و بى‏حجابى

 

1ـ تقويت اعتقادات و ايمان

انسان‏ها بايد همواره ايمان عميق به خداوند داشته باشند. ايمانى كه با هيچ كدام از لذات دنيوى گسسته نگردد. در نتيجه زن، خودآرايى و خودنمايى را بسيار زشت تلقى كند و خود را در برابر اين امور بزرگ ببيند.

على(ع) فرمود: «المرءُ بايمانِهِ؛ شخصيت انسان در گرو باورهاى مذهبى اوست.»(8)

«و المؤمنُ بعمله؛ و ايمان انسان در عمل او جلوه‏گر است.»(9)

چگونه كسى مى‏تواند ادعا كند كه مسلمان است اما به اصول آن معتقد نباشد و آن را امرى زايد و در حصار و بند كردن خود تلقى نمايد؟!

پس عالى‏ترين نقش در كيفيت زندگانى انسان، باورهاى درست و ايمان است.

 

2ـ احياى فرهنگ اصيل اسلامى

احياى ارزش‏هاى اصيل اسلامى و شناساندن آن به زن مسلمان و تعقل در آن، نيز كشف راههاى باوراندن بهتر آن به زن، از راههاى مبارزه با بدحجابى است. وقتى زن مسلمان بداند آنچه كه اسلام به او عرضه كرده، ارزش است و به صلاح اوست، قلب و جان خود را از هر نوع آلودگى پيراسته مى‏سازد و هنگامى ارزش والاى خود را دريابد، هرگز تن خود را آراسته نكرده و ظاهر خود را فريبنده نمى‏كند و خود را در مقابل چشمان نامحرمان قرار نمى‏دهد.

 

3ـ شناساندن الگوهاى والا و برتر

همان طور كه گفتيم الگو در ساختار روحى و رفتارى انسان، به ويژه زنان مؤثر است. زندگانى حضرت زهرا(س) و فرزند گرانقدرش، پيام‏آور عاشورا، حضرت زينب كبرا و ديگر چهره‏هاى والاى تاريخ گذشته و معاصر، بايد به زنان نشان داده شود تا ببينند با حفظ عفاف و حجاب به چه مقاماتى مى‏توانند دست يافته و هويت و شخصيت خود را حفظ كنند تا همانند اين الگوهاى گرانقدر گردند.

 

مرورى بر بيانات امام خمينى

در پايان به ديدگاه بنيانگذار انقلاب اسلامى امام خمينى(ره) در مورد حجاب و آزادى مى‏پردازيم.

امام در مورد خدمتى كه اسلام به زن نموده است مى‏فرمايد:

«مع‏الاسف زن در دو مرحله مظلوم بوده است: يكى در جاهليت زن مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان و زن را از آن مظلوميتى كه در جاهليت داشت بيرون كشيد... در يك موقع ديگر در ايرانِ ما زن مظلوم شد و آن دوره شاه سابق و شاه لاحق بود. با اسم اينكه زن را مى‏خواهند آزاد كنند، ظلم‏ها كردند به زن؛ زن را از آن مقام شرافت و عزت كه داشت پايين كشيدند.

... به اسم آزادى «آزادزنان» و «آزادمردان» آزادى را از زن و مرد سلب كردند... زن را مثل عروسك پايين آوردند. در صورتى كه زن انسان است، آن هم يك انسان بزرگ؛ زن مربى جامعه است. از دامن زن انسان‏ها پيدا مى‏شوند.»(10)

«اى زن‏هاى محترم، بيدار بشويد، توجه كنيد بازى نخوريد، گول اين شياطين را كه مى‏خواهند شما را به ميدان بكشند نخوريد، اينها فريبنده‏اند...، به اسلام پناه بياوريد، اسلام براى شما سعادت ايجاد مى‏كند.»(11)

«آن آزادى كه آنها مى‏خواستند براى مملكت ما، آن آزادى است كه هم جوان‏هاى پسر ما را و هم جوان‏هاى دختر ما را به تباهى مى‏كشد. آن آزادى را آنها مى‏خواهند، كه من از اين تعبير مى‏كنم به آزادى وارداتى، آزادى استعمارى؛ يعنى يك آزادى كه در ممالكى كه مى‏خواهند وابسته به غير باشد، اين آزادى‏ها را سوغات مى‏آورند.»

«تا اين خانم‏ها توجه‏شان به اين است كه فلان مُد بايد از غرب به اينجا بيايد، فلان زينت بايد از آنجا به اينجا سرايت بكند، تا يك چيزى آنجا پيدا مى‏شود اينجا هم تقليد مى‏كنند، تا از اين تقليد بيرون نياييد، نه مى‏توانيد آدم باشيد و نه مى‏توانيد مستقل باشيد. اگر بخواهيد مستقل باشيد، اگر بخواهيد شما را به اينكه يك ملتى هستيد بشناسند و بشويد يك ملت، از اين تقليد غرب بايد دست برداريد. تا در اين تقليد هستيد، آرزوى استقلال نكنيد...». (12)

«اسلام زن را مثل مرد در همه شئون دخالت مى‏دهد. همه ملت ايران، چه زنان و چه مردان بايد اين خرابه‏اى كه براى ما گذاشته‏اند، بسازند. ايران با دست مرد تنها درست نمى‏شود، مرد و زن بايد با هم اين خرابه را بسازد.»(13)

«اسلام مى‏خواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او انسانى جدى و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏دهيم كه زنان ما فقط شى‏ء براى مردان، آلت هوسرانى باشند.»(14)

«امروز غير روزهاى سابق است... امروز بايد خانم‏ها وظايف اجتماعى خودشان را و وظايف دينى خودشان را عمل بكنند. عفت عمومى را حفظ بكنند و روى آن عفت عمومى كارهاى اجتماعى و سياسى را انجام بدهند.»(15)

امام در مورد شركت زنان با پوشش اسلامى در صحنه‏هاى مختلف مى‏فرمايد: «زنان در انتخاب فعاليت و سرنوشت و همچنين پوشش خود با رعايت موازينى آزادند و تجربه كنونى فعاليت‏هاى ضد رژيم شاه نشان داده است كه زنان بيش از پيش، آزادى خود را در پوششى كه اسلام مى‏گويد يافته‏اند.»(16)

نتيجه اينكه:

اسلام با طرح حجاب، سعى در سالم‏سازى جامعه، ايجاد امنيت براى زنان و جلوگيرى از هوسرانى و گسترش فساد در جامعه دارد. منظور اسلام، منزوى كردن زنان نيست بلكه امن ساختن جامعه براى آنان است تا زمينه فعاليت گسترده ايشان فراهم آيد. اميد است كه زنان جامعه ما با توجه به اين امر مهم و توجه به روح و حكمت احكام اسلام، به فعاليت‏هاى سالم در جامعه ادامه دهند.

 

منابع:

ـ زن از ديدگاه امام خمينى(ره)، چاپ چهارم، 22 بهمن 61.

ـ يزدى، حسين، آزادى از نگاه شهيد مطهرى، تهران، صدرا، 1379.

ـ محمدى اشتهاردى، محمد، حجاب بيانگر شخصيت زن، انتشارات ناجا، قم، بى‏تا.

ـ سيماى زن در كلام امام خمينى(ره)، چاپ دوم، انتشارات اداره ارشاد اسلامى، پاييز 1365.

ـ فتاحى‏زاده، فتحيه، حجاب از ديدگاه قرآن و سنت، چاپ اوّل، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، زمستان 73.

ـ شهيد مطهرى، فلسفه حجاب، قم، بى‏تا.

 

پى‏نوشتها:

1 ـ مجمع‏البيان، ج7، ص138.

2 ـ مطهرى، مسئله حجاب، ص176 و 175.

3 ـ وسائل‏الشيعه، ج14، ص19؛ من لا يحضره‏الفقيه، ج2، ص125.

4 ـ حسين يزدى، آزادى از نگاه استاد مطهرى، تهران: صدرا، 1379، ص248.

5 ـ قرة‏العين، درآمدى بر تاريخ بى‏حجابى در ايران، ص40.

6 ـ كشف‏الاسرار، ص224-223.

7 ـ جزوه سازمان امور استخدامى كشور، به نقل از كتاب زنان ايران در جنبش مشروطه، ص42.

8 ـ غررالحكم و دررالكلم، ج1، ص62.

9 ـ همان، ص61.

10 ـ پيام به مناسبت روز زن، 26/2/58.

11 ـ همان.

12 ـ به مناسب 17 شهريور، 17/6/58.

13 ـ در جمع بانوان قم، 13/12/57.

14 ـ مصاحبه با دكتر «جيم كوككر رفت» استاد دانشگاه روتكرز امريكا، 7/10/57.

15 ـ در جمع شركت‏كنندگان ايرانى در كنفرانس نيمه دهه زن در كپنهاك، 19/6/58.

16 ـ مصاحبه با اليزابت تارگورد، خبرنگار روزنامه انگليسى گاردين، 10/8/57.