اگر قرار باشد در ميان هنرپيشه‌هاي زن سينماي ايران، شمايلي مترادف سيدجواد هاشمي انتخاب كنيم، قطعا يكي از اولين انتخاب‌ها، سودابه آقاجانيان است، مجري و بازيگري كه كارهاي متنوعي از دبيري ديني در دبيرستان تا حضور در بنياد فارابي، ستاد بازسازي عتبات عاليات و امروز «مدرسه‌داري» را تجربه كرده است.


نكته جالب مصاحبه اين بود كه به دليل شلوغي و سروصداي محيط، لوكيشن مصاحبه اتومبيل شخصي خانم آقاجانيان شد كه البته اين هم تجربه‌اي جديد بود، آقاجانيان صريح و صميمي و البته منتقدانه سخن مي‌گويد.


شما جزو اولين مجري‌هاي چادري تلويزيون هستيد. درست است؟


بله، من اولين مجري چادري تلويزيون بودم، البته قبل از من در بخش خبر، خانم‌هاي چادري بودند، مثل خانم ساكي؛ ولي اولين مجري چادري بنده بودم. من سال ۶۹ وارد سازمان شدم و به معاونت سياسي رفتم و كار را با خبر راديو شروع كردم.


يعني اولين حضورتان در حوزه سياسي بود؟


بله، من به عنوان گوينده خبر وارد سازمان شدم ولي همان موقع، پخش شبكه دو برنامه‌اي را به من پيشنهاد كردند كه اولين برنامه با اجراي يك خانم چادري بود؛ يك برنامه مناسبتي هفت روزه براي ميلاد حضرت زهرا(س) بود كه اتفاقا مصادف شد با فوت آيت‌الله‌العظمي خويي كه طبعا حال و هوايش به خاطر اين حادثه عوض شد.


اين برنامه و حضور شما به سال ۱۳۶۹ بازمي‌گردد؟


بله.


اجرا با چادر، انتخاب خودتان بود يا انتخاب و پيشنهاد تهيه‌كننده؟ بازخوردهايش چه بود؟


قطعا انتخاب خودم بود. اگر شرط تهيه‌كننده اين بود كه بدون چادر برنامه را اجرا كنم، قبول نمي‌كردم. تهيه‌كننده آن برنامه با همين رويكرد كه من يك خانم چادري بودم، سراغ من آمد.


يعني شما قبل از ورود به سازمان و اجراي برنامه هم حجاب چادر داشتيد؟


بله، چون من چادر را نه از سر اجبار و بخشنامه و... كه از جهت تعهدات مذهبي و عقايد خودم قبول داشتم و دارم.


در اولين حضور تلويزيوني شما با چادر در سال ۶۹ در اولين ساعات آن بازخورد‌هايي كه دريافت كرديد چه بود؟ چون به هر حال اولين حضور يك مجري چادري در تلويزيون بعد از انقلاب بود.


بازخوردهاي جالبي بود، تشويق‌هايي از سوي علما و مراجع و تلفن‌هاي زيادي براي تشكر و قدرداني شد، ولي فكر مي‌كنم چون خبر خيلي بيشتر در چشم‌ها بود و خانم ساكي هم چادر سرشان مي‌كردند، بازخوردها براي ايشان و بعد به تبع آن خانم صلحي كه خبر مي‌خواندند، بيشتر بود.


عجيب‌ترين بازخورد براي شما چه بود؟


برخي همكاران آن وقت به من گفتند تو براي تهيه‌كننده يك امتياز خوب هستي و ديگر به اصطلاح نانت در روغن است!


شما در تلويزيون هم خبر خوانده‌ايد؟


بله، من سال ۷۲ كه در معاونت سياسي بودم خواندن خبرهاي فرهنگي را شروع كردم و آخرين مرحله گويندگي خبرم، بخش خبري ساعت ۲۱ بود. من يادم هست زماني كه داشتم مي‌رفتم، مسئول معاونت سياسي به من گفت شما الان اوج كارت است، چرا گويندگي خبر را رها مي‌كني؟


چرا خبر را رها كرديد؟


چون روحيه من يك روحيه هنري و كمتر سياسي بود و از طرف ديگر، محيط خبري ما كاملاً متفاوت با الان بود. خبر آن زمان براي گوينده هيچ‌گونه جايگاهي نداشت و مثل اين بود كه گوينده يك آدم ماشيني است كه نوشته‌اي را بايد بدون هيچ حسي بخواند. من آن‌موقع مي‌گفتم آخر چطور مي‌شود كه ما خبر رئيس‌جمهور و خبر اعلام كوپن را يكجور بخوانيم، چرا نبايد انعطاف داشته باشيم. اين عدم‌انعطاف در خواندن خبر آن سال‌ها خوب و مطلوب بود، البته خوشبختانه الان اوضاع فرق كرده است. به‌طور خلاصه دليلش اين بود كه من ديدم خبر هيچ انعطاف و جذابيتي ندارد. من دوست داشتم جايي باشم كه بتوانم فعاليت بيشتري كنم.


از همان اوايل دهه ۷۰ بود كه موج مجريان چادري فراگير شد. شما به عنوان اولين مجري چادري و كسي كه در اين زمينه صاحب‌نظر است، چه نظري درباره اين موج داريد؟ چقدر از آن واقعي بود؟


زماني كه يك كاري شروع و باب مي‌شود، طبعا يك گروه به عنوان الگو و يك امر مثبت به آن نگاه و از آن تبعيت مي‌كنند و قطعاً هم يكسري به عنوان مد به آن نگاه مي‌كنند و سراغ آن مي‌روند، مخصوصا اگر از اين روش حمايت هم بشود و بها داده شود. در كشور ما موج‌هايي ايجاد شده كه از سر احساس و اعتقاد نبوده و گاهي اوقات هم خودش را به عنوان آفت نشان مي‌دهد. اين نكته مهمي است، مردم ما بسيار باهوش هستند، رسانه را خوب مي‌شناسند، چه در سينما، چه در تلويزيون، فرق چادر واقعي و غيرواقعي را متوجه مي‌شوند، زماني كه آدم باوري داشته باشد و بخواهد آن باور را در چهره، رفتار و زندگي نمود پيدا مي‌كند، مردم هم آن را باور مي‌كنند.


حتي بعدها اين موج به سينما هم راه پيدا كرد و تيپ‌هاي دختران چادري در مقطعي اواسط دهه ۷۰ و اوايل دهه ۸۰ به سينما هم آمد.


بله، اما كارهايي كه ما در سينما شروع كرديم با همين اعتقاد بود كه هر فرد مي‌تواند با حفظ يكسري ارزش‌ها و اعتقادات وارد هر حوزه‌اي بشود و سالم كار كند. حتي در سينمايي كه متهم